تبليغاتX
رتوریک - جامعه ی عادلانه چه جور جایی است؟

رتوریک

یاداشت های حلقه ی مدرس

جامعه ی عادلانه چه جور جایی است؟

این ترجمه‌ای است از یادداشت استاد اقتصاد همان دانشگاهی که رئیس جمهوری عدالت خواه‌مان آنجا حماسه‌ی کلمبیا آفرید. هر چند بطور طبیعی در این یاداشت کوتاه آنهم از نگاه یک اقتصاددان، پیچیدگی‌های نظریه عدالت راولز نادیده گرفته شده است اما به نظرم در جامعه‌ی ما که هر روز از دهان دولتمردان‌مان از عدالت می‌شنویم غنی‌تر کرد درک بسیط جامعه‌مان از عدالت به هر میزان، جلو فروش فقر و بدبختی با زر ورق عدالت نشان را خواهد گرفت.

اکنون ما همه راولزی هستیم[1]

روبرت لوسان[2]

در 1970 نیکسون اظهار نظر مشهوری کرد: " اکنون ما همه کنزی هستیم." خوشبختانه، رئیس جمهور درباره تداوم نفوذ افکار کینز در میان اقتصادانان غلو کرد . شاید مناسب باشد برای فیلسوفان معاصر جمله‌ی نیکسون را بازنویسی کنیم و بگوییم :" اکنون ما همه راولزی هستیم."

جان روالز، استاد فلسفه دانشگاه هاروارد چنان در فلسفه ماثر بوده است که کینز در اقتصاد. مانند کینز، در آینده مشخص خواهد شد افکار راولز در نسلی‌های که می‌آیند همچنا رایج خواهد بود یا برای او که نقشی حاشیه‌ای در تاریخ فلسفه مقدر شده است.

جان راولز سوالی ساده می‌پرسد"چه چیز امکان یک جامعه عادلانه را فراهم می‌کند؟" مسئله فهم این است که آیا جامعه عادلانه است؟ آیا جامعه‌ای که ما الان در آن زندگی می‌کنیم عادلانه هست یا نه، و آیا ما می‌دانیم چگونه باید به آن گذار کنیم؟ به طور طبیعی پولدار‌ها، آدمهای زیبا و افراد باهوش، مستعدند که بگویند جامعه‌شان عادلانه است در حالیکه فقرا، افراد زشت و آدام‌های کند ذهن بیشتر علاقه دارند که جامعه‌شان را ناعادلانه بدانند. این که به اینقدر ساده از مردم پرسیده شود که جامعه عادلانه چگونه است جواب نخواهد داد.

اینجا جایی است که ذهن خلاق راولز خود را نشان می‌دهد. او ما را دعوت کند که وارد یک آزمایش فکری[3] شویم. بگذارید تصور کنیم که ما می‌توانیم برویم پشت پردی جهل[4] که حجابی است درباره شرایط ما در آینده. در این تصور، ما نمی‌توانیم بدانیم که آیا ما ثروتمند خواهیم بود یا فقیر، زیبا یا زشت، باهوش یا کند ذهن، سیاه یا سفید و هرچیز دیگری. راولز استنتاج می‌کند که مردم در این وضعیت می‌تواند بی‌‌غراضانه تصمیم بگیرند که جامعه عادلانه چگونه است.

اگر کمی جلو تر برویم، روالز حتی به این می‌اندیشد که مردم –همه‌ی کسانی پشت این حجاب جهل هستند- جامعه عادلانه را چگونه می‌یابدند. باور او که ملهم شده از رشته‌های مختلف فلسفه و جاهای دیگر، این است که مردم عاقل جامعه‌ای را عادلانه می‌دانند که حداقل دارندگی را بیشینه کند. این به عنوان فرضیه ماکسیمن[5] شناخته می‌شد: یک جامعه‌ی عادلانه، کمینه رفاه افراد را بیشینه می‌کند. اجازه بدهید از این سوال که آیا ما پشت پرده جهل با فرضیه‌ی ماکسیمین موافقت می‌کنیم، صرف نظر کنیم. بجای آن توجه می‌کنیم به دلالت‌های فرضیه ماکسیمین که فرض می‌کنیم درست است.

پیروان خام روالز استدالال می‌کنند که فرضیه ماکسیمین مستلزم درآمد مساوی است اما این همه‌ی موضوع نیست. خود راولز تصدیق می‌کند که درآمدهای نابرابر پذیرفته شده‌است به شرطی که منجر به بهبود وضعیت لایه‌های پایین جامعه شود.

برای مثال به این دو جامعه توجه کنید. جامعه الف سه عضو دارد، هرکدام به طور برابر 1000 دلار درآمد دارند. جامعه ب هم سه عضو دارد اما  یک نفر 10000 دلار، دیگری 5000 دلار و نفر سوم 2000 دلار درآمد دارد. در یک دریافت راولزی جامعه ب به مراتب از جامعه الف عادلانه‌تر است زیرا این طرح بهتری است که رفاه پایین‌ترین سطح رفاه در جامعه را افرایش می‌دهد.

با این حال، راولزی‌های متعصب اغلب با بازار مخالفت و از باز توزیع رادیکال درآمد برای بهبود وضعیت پایین ترین سطح رفاه پشتیبانی می‌کنند. باز توزیع براستی می‌تواند رفاه مالی پایین‌ترین سطح رفاه را بهبود ببخشد اما اگر اعتماد و اتکا به بازار کم شود سودآوری اقتصادی به صورت کلی دچار نقصان می‌شود، آنگاه این بازتوزیع می‌تواند به پایین‌ترین سطح رفاه و هر کس دیگر هم صدمه بزند.

کدام یک بهتر است؟

این اساسا یک پرسش عملی است. آیا مردم فقیر در جوامعی که اقتصاد بازار را پیگری می‌کنند در شرایط بهتریند یا جوامعی که آزادی اقتصادی را محدود می‌کنند؟ در نموداری که در پی ‌آید، نسبت متوسط درآمد فقیرترین دهک‌های 87 کشور جهان به آزادی اقتصادی -که توسط موسسه‌ فاراز فهرست شده[6] است- را نشان می‌دهد. واضح است که نسبت مثبت است. مردم فقیر در جوامعی با آزادی اقتصادی نسبت مردمان فقیر در جوامعی که آزادی اقتصادی ندارند، وضع بهتری دارند.

برای اینکه موضوع برایتان جا بیافتد یک مورد را بررسی می‌کنیم. از دریافتی راولزی کدام جامعه عادلانه تر است، ایالات متحده یا هندوستان؟ بواقع توزیع درآمد در آمریکا نابرابرتر است تا هندوستان.  اگر شما براین باورید که جامعه‌ای عادلانه است که درآمد برابر تر توزیع شده باشد، آنگاه باید هندوستان را بر ایالات متحده ترجیح بدهید. اما  اگر افراد متوسط دهک‌های پاین را مقایسه کنید توزیع در آمد در آمریکا نزدیک 6200 دلار و 837 دلار درهندوستان است. حقیقتا یک فرد نوعی در دهک های پایین ایالات متحده تقریبا به رفاه دهک بالای هندوستان است. اگر شما بر این باورید که جامعه‌ی عادلانه جایی است که لایه‌های پایینی سطوح اقتصادی، اوضاع بهتری داشته باشند، شما باید نتیجه بگیرد (در مقایسه) بازار آزاد آمریکا به مراتب عادلانه تر است از هندوستان سوسالیست. بر هر صورت راولز اینجوری فکر می‌کند.

 



[1] Ideas on Liberty, Jun 2002; 52, 6 Academic Research Library pg. 49

[2] Robert Lawson (rlawson@capital.edu) is the George H. Moor Chair and Professor of Economics at Capital University in Columbus, Ohio.

 

[3] thought experiment

[4] veil of ignorance

[5] maxi-min

[6] From James Gwartney and Robert A Larvoir, Economic Freedom of the World 2002 Annual Report (Vancouver, B.C. Fraser Institute, 2002) and World Bank, 2007 World Develop­ment Indicators (Washington, D C World Bank, 2001)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 مرداد1387ساعت   توسط حمزه غالبی  |