بخش خصوصی توانمند
حتما دربارهی عملکرد بنگاهها و موسسات دولتی و خصوصی (غیر دولتی) شنیده ی
ا خودتان مقایسهکردهاید. برای مثال نوع و کیفیت خدمات بانکهای دولتیمان با آنهمه سابقه را با بانکهای خصوصی –که خیلی هم پر سابقه نیستند- را بسنجید. یا مدارس غیر دولتی با مدارس دولتی یا حتی بیمارستانهای دولتی در مقایسه با بخش غیر دولتی. این تفاوت سطح خدمات در شرایطی است که همه میدانیم بنگاههای دولتی با پول هنگفت ( و مُفت) نفت اداره میشوند و در رقابت با بخش خصوصی از حمایتها ها و گاه حقوق انحصاری استفاده میکنند. با این همه میدانیم اکثر افراد اگر
امکاناتش را داشته باشند، ترجیح میدهند از خدمات بخش غیر دولتی استفاده کنند؛ اما در کشور ما یک استثنا وجود وجود دارد که افراد ترجیح میدهند از خدمات بخش دولتی استفاده کنند. میتوانید حدس بزنید کدام موسسات را میگویم؟
اکثر دانشگاههای بزرگ و معتبر جهان نظیر هاروارد غیر دولتی هستند؛ اما نکتهی جالب توجه این است که در کشور ما دانشگاههای دولتی تقریبا برای قریب به اتفاق دانشجویان بر دانشگاه غیر دولتی ترجیح داردند. به نظرتان چرا
در این حوزه، بخش خصوصی به موفقیتی که در سایر حوزهها نائل شده، دست نیافتهاست؟ این سوالی است -که مدتی پیش وقتی فهمیدن دکتر رمضانزاده مجوز تاسیس یک دانشگاه غیر دولتی را دارد- ذهنم را درگیر کرد!
اولین علتی که به ذهنم رسید، مجانی بودن تحصیل در دانشگاههای دولتی بود؛ اما مسئله به همین سادگیها نبود. شهریهی نوبت دوم (دورهی شبانهی) دانشگاههای دولتی در مقایسه با دانشگاه غیر دولتی نظیر دانشگاههای آزاد اسلامی اگر گرانتر نباشد، ارزانتر هم نیست؛ با این وجود بسیاری، دورههای شبانهی دانشگاهای دولتی را ترجیح میدهند. مسئله شاید اعتبار گواهینامهها و سطح علمی دانشگاهها است. اما این موضوع چگونه با پیشفرضِ کار آمدتر بودن مدیریت بخش خصوصی نسبت به کارایی دولتیها سازگار است؟ دو پاسخ میتوان داد: اول اینکه تقاضای بیش از عرضه خدمات دانشگاهی چنان است که بخش خصوصی هم مانند بخش دولتی چندان ضرورتی برای افزایش کارایی و کیفیت خدمات خود ندارد و در هر صورت بازار خود را دارد. دوم چون دانشگاههای دولتی ما از سابقه بیشتر و در آغاز رقابت، از اعتبار بالاتری برخوردار بودهاند، همچنان این فاصله به دلیل جذب دانشجوبان قویتر باز تولید میشود.
بنظرم برای جذب دانشجویان قویتر حداقل میبایست کیفیت آموزشی و بسترهای پژوهشی افزایش جدیتری پیدا کند و با پرداخت کمکهای مالی به دانشجویان نخبه در مقابل امکان تحصیل رایگان در دانشگ
اهای دولتی این نقطه ضعف را به نقطهی قوت تبدیل کند. اما بنظرم میآمد ناکارآمدی مدیریت بخش خصوصی در این حوزه در تبدیل دانشگاه غیر دولتی به بنگاه بهصرفه برای تامین منابع مالی مستقل از دولت منتفی بود؛ تا اینکه با دانشگاه غیر دولتی شمال آشنا شدم.
در بدو ورودم به این دانشگاه شُکه شدم. اصلاً تصور نمیکردم بخش غیر دولتی بتواند اینچنین پروژهای را راهبری کند. معماری و فضاهای آموزشی تفرجگاهها، سالن مطالعه، کارگاه
ها سالنهای ورزشی، استخر، سونا، جکوزی، زمین چمن، زمین تنیس، پیست دو، آلاچیقهای مرکه واز همه شاید مهمترساختمان دانشکدهها با معماری فوقالعاده زیبا، زیرساخت های IT خوب و دانشجویانی پر نشاط.
دیدن دانشگاه شمال به من نشان داد که بخش خصوصی میتواند در آیندهی نزدیک در این حوزه نیز توانایی خود را نشان دهد. بی تردید علم و دانش واقعی و کارآمد در دانشگاه غیر دولتی و غیر سوبسیدی تولید خواهد شد.
پینوشت1: سفر به آمل و اقامت در هتل دانشگاه شمال را مهمان مهدی هستم؛ این سفر فرصتی بود با پدر او که مدیر عامل این دانشگاه هست نیز آشنا شوم. دکتر امیری صفت مردی مصمم (و تا حد زیادی متفاوت از مهدی) آرام است. 
پینوشت2: اینجا علاوه برمحیط زیبا، امکانات تفریحی ورزشی فوقالعادهای دارد. مخصوصا مجموعهی استخر، سونا و جکوزی و ماسوژورهای کاملا حرفهای که به همراه مهدی حض وافر بردیم از این امکانات.
پینوشت3: بحثهای حلقه مدرس اینجا هم ادامه داشت و چند بار جای بچههای حلقه را خالی کردیم؛ مخصوصا یاشار جیرانی را.
