مهدی امیری صفت
فکر کنم بار اولی که دکتر خالقی رو دیدم ترم 5 علوم سیاسی در دانشگاه علامه طباطایی بودم. خیلی ها در اوایل به دلیل عدم شناخت و مدعو بودن آقای دکتر اندکی نگران بودند. فکر کنم یه 3 سالی از آن ماجرا گذشته و من ترم پیش در دانشگاه تربیت مدرس 2 واحدِ "جامعه شناسی سیاسیِ" مارکسیستی با ایشان داشتم که الحق و الانصاف یکی از بی نظیر ترین کلاس های دوران تحصیلی ام بود. دکتر خالقی با تسلط مثال زدنی شان از هگل و ریشه های تفکر مارکس که منبعث از اوست شروع کردند و بعد از آن شروح انگلس، پلخانف، لنین،گرامشی، لوکاچ و آلتوسر از مارکس را به بحث گذاشتند. دکتر خالقی به مانند لوکاچ، غلبه ی خوانش مکانیکی-داروینی انگلس و گسترش آن توسط لنین و پلخانف را آغاز "بد فهمی" وسوء استفاده از مارکس می دانستند. پرولتریا با خوانش خام ِ نگاه مکانیکی در حد طبقه ای "فی نفسه" باقی ماند و نتوانست طبقه ای "لنفسه" شود. این ترم نیز دکتر خالقی در دانشگاه تهران کلاسی در شرح آراء "هایدگر" دارند. فوق العاده بودن کلاس نیاز به توضیح ندارد. همین بس که خیلی ها، کار و زندگی رو یک روز واسه این کلاس رها می کنند و به دانشگاه تهران می آیند تا در کلاس دکتر شرکت جویند. ولی برجستگی علمی و اینکه مثلا دکتر خالقی را انگلستان برای تدریس دعوت کرده و یا جناب دکتر بشیریه بار ها از او دعوت کرده که به آمریکا برود، تمام مطلب در مورد دکتر خالقی نیست. به نظر من مهمترین ویژگی دکتر خالقی مهربانی و صفا و صمیمیت اوست که متاسفانه در خیلی از اساتید این روز ها کمرنگ شده است. دکتر همان گونه که در کلاس صمیمی و دلسوز است در بیرون کلاس نیز "طابق نعل به نعل" (از کلمات مورد استفاده ایشان!) همان گونه است. وقتی دانشجویی بخواهد با ایشان ملاقات کند، هر وقت و در نزدیک ترین جا با دانشجو قرار می گذارد. درب خانه و دفترایشان به روی دانشجویان باز است و کتاب خانه ی شخصی ایشان در اختیار دانشجویان است و اگر کسی کتابی یا مقاله ای بخواهد و ایشان نداشته باشد، تمام تلاش خودشان را بکار می گیرند تا آن کتاب را از طریقی تهیه کنند. تحمل و صبر ایشان در مقابل انتقادات مثال زدنی است ودر صورت مخالفت با نظراتشان حداکثر می گویند که من این طور می فهمم، یا شما ممکن است درست بگویید… دکتر خالقی نمونه ی یک استاد برجسته در سنت علمی خود، و از همه مهم تر یک انسان دوست داشتنی و بی غل و غش است که از غرور و خودپسندی که مبتلا بهِ اهل علم است در او ذره ای نیست. طرفه این جاست که آقای دکترخالقی با این همه سوابق درخشان علمی (به رساله ی دکتری ایشان: "قدرت، زبان و زندگی روزمره" که توسط انتشارات گام نو چاپ شده نگاه کنید. نمره ی دکتری ایشان برای این رساله 20 شد و مورد تحسین بی سابقه ی دکتر بشیریه قرار گرفتند)،به دلیل تنگ نظری ها و اغراض خاص سیاسی عضو هیئت علمی هیچ دانشگاهی نیستند… در دوره ای که مناسبات انسانی در ایران به طرزی اسفناک دچار بحران شده، آشنایی با امثال دکتر خالقی مایه ی امید به آینده و انسان هایی بهتر است.
