تبليغاتX
رتوریک - بوق اتومبیل یا جیک جیک گنجشک

رتوریک

یاداشت های پراکنده حمزه غالبی

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شنیده‌اید می‌گویند آدم تا چیزی را از دست ندهد قدرش را نمی‌داند؟ من می‌خواهم بگویم خیلی از چیزها را تا از دست ندهی اصلا متوجه نمی‌شوی که داری؛ چه برسد قدرش را هم بدانی! نمی‌خواهم در باره تصادف پایم بگویم که آنطورها که فکر می‌کردم، قصر در نرفتم و الان رسما زمین گیر شده‌ام. نه! می‌خواهم از آن چیزی بگویم که در آلودگی تهران بر باد رفته‌است. نمی‌دانید چه نعتی است سکوت و چه جهنمی است جایی که آلودگی صوتی‌اش زیاد است. البته حدس می‌زنم آنهایی که مزه سکوت و آرامش را نچشیده‌اند و تجربه زندگی در محیطی که پر از صداهای ناهنجار نباشد را تجربه نکرده باشد، کارشان آنقدرها هم مثل من سخت نیست. حتی نمی‌خواهم مقایسه کنم صدای جیک جیک گنجشکی که الان می‌شنوم با صدای همیشگی بوق ماشین که دوسالی است مجبورم بشنوم؛ اما بطور مثال شاید بتوانید به یاد بیاورید یا تصور کنید که به مدت قابل توجهی در معرض صدای رادیویی باشید که فرکانسش تنظیم نیست و روی صدای اصلی کلی نویز سوار است؛ یا مثلا در جایی نشسته‌اید که با کولر آبی خنک می‌شود و بولبرینگ‌های این کولر خراب است و در حین کارش صدای فروان تولید می‌کند. من وقتی ازسر و صدای تهران به سکوت یزد پناه می‌آورم گویی که یک نفر آن رادیو و کولر را یکدفعه خاموش می کند. آخیش، عجب سکوتی!

در همین زمیته:

در ستایش سکوت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/29ساعت   توسط حمزه غالبی  |