انتخابات با تمام اما اگرهایش تقریبا پایان یافتهاست. به نظرم این انتخابات برای بسیاری بازی باخت-باخت بود. برای ملتی که یک سو تثبت شرایط جاری باعث خیمتر شدن شرایطش بود و از طرفی ناگزیر به تن دادن به انتخاباتی کم تاثیر و پر مسئله. برای آن دسته از اصلاحطللبان که از نهادینهشدن بسیاری از رویههای غلط را نظارهگر بودند و از سویی تنها راههای بدیل را جز تندادن به عقبنشینیهای مداوم نیافتند. برای آنان که تجربه تلخ انفعال را چشیده بودند و سودای جبران مافاتشان مجال تحقق نیافت. برای آندسته از اصولگریان که از یک طرف به هزینه گزاف بیکفایتی دولت نهم واقفند و از سوی دیگر اجازه تغیر را نیافتند. اما بازنده بزرگ این انتخابات کسی بود که همه همتش صرف دادن بهانه به رسانههای اقتدارگرا و ریختن آتش تهیه روی جبهه اصلاحات شد. کسی که با تمام خوشرقصیهایش نتوانست از گدایی صلاحیتش طرفی ببندد و از سوی دیگر توهم آرای نداشتهاش نیز بر باد رفت. بگذریم که اصلاحات را به چنان پوستین وارونهای تبدیل کردهبود دیگر هیچ مدلولی بار آن نبود. از اینجا مانده و از آنجا رانده!
کاش شیخ مهدی کروبی از این خوابش نیز بیدار شود.
