بهمن و سیگارهای بهمنی که دود می کنم
صدرا کاوه
بچه که بودم، وقتی کلمه ی «بهمن» را می شنیدم به یاد اتفاقات خوب می افتادم: به یاد مقابله با استبداد و زورگویی. به یاد آزادی و استقلال و مفاهیم والای دیگر... حال بزرگ شده ام و همه ی آن انگاره ها در ذهنم فرو ریخته اند. بهمن را که می شنوم خشمی عمیق در وجودم ریشه می زند. احساس غبن و ضرر می کنم. احساس کسی را دارم که سرش کلاه رفته است. فریب خورده است. بهمن را که می شنوم یاد دروغ و دغل و کودتا می افتم. حس می کنم تحقیر شده ام. احساس می کنم که به شعور ملتی توهین شده است...
واژه بهمن را که می شنوم، یک نخ از اون سیگارهای «بهمن کوچیک» لعنتی را بیرون می آورم و در حالی که پکی عمیق به آن می زنم و دود گند و مسمومش را به ریه هایم می فرستم، زیر لب نفرین می کنم.+ نوشته شده در دوشنبه 25 خرداد1388ساعت   توسط نویسنده مهمان
|
