چرا این بار میرحسین موسوی باید بیاید؟!
سمانه ابولپور مفرد
عضو ستاد ۸۸ در این یادداشت به پرسش بالا پاسخ داده است. یکی از دلایل اصلی اش هم علاقه به خاتمی اعلام کرده است. هرچند این توضیح را هم داده است که این نظر شخصی اوست.
شاید بخشی از ذهن موسوی به او بگوید ترسیم زندگی غیر سیاسی در شرایط فعلی کشور چه بسا آرامتر و خوشایندتر باشد، اما با آن بخش از ذهنش که میگوید سرمایههای اوایل انقلاب و دوران جنگ به او سنجاق شده است که متعلق به همه مردم و ایران است چه می کند؟! آیا به خاک سپردن این سرمایهها درست است؟
دور نهم انتخابات ریاست جمهوری فرصتی بود که موسوی این سرمایههایی که انباشته است را به کشور و مردمی که این سرمایه ها را از آنها کسب کرده بازگرداند و البته بر آنها بیافزاید؛ چون میتوان پیشبینی کرد در صورت حضور موسوی هزینههای گزافی که الان به کشور وارد شده است قابل اجتناب بود شاید بتوان موسوی را در این وضعیت مسئول و مدیون مردم دانست.
این بار بسیار بیش از دو دورهی پیش این سرمایه قابلیت عرضه شدن و افزایش را دارد و به همان میزان قابلیت نابود شدن برای همیشه! نیامدن موسوی البته علاوه بر همهی اینها سرمایه گران بهای دیگر این کشور و مردم و تاریخ ایران یعنی خاتمی را نیز به خطر می اندازد و کارایی حضور ارزشمند او را کاهش میدهد.
خاتمی در دوران فعالیت خود برد اجتماعی و سرمایهی اجتماعی زیادی کسب کرده است، در صورت رئیس جمهوری موسوی و مناسب شدن نسبی فضای جامعه، خاتمی در مقام یک رهبر اجتماعی کارکردی بسیار بیشتر و موثرتر در فرهنگ و سیاست کشور خواهد داشت تا در مقام رئیس جمهور. در حالی که میرحسین بدلیل انزوای سیاسی در این سال ها از چنین پتانسیلی بی بهره است. از طرفی میزان حملههایی که در تخریب خاتمی میشود بسیار بیشتر از موسوی خواهد بود، چرا که موسوی بعد از دورانی که مورد تائید مستقیم امام بود حضور سیاسی مستقیم چندانی نداشت و رقبایش فرصت پردهدری و تهمت زدن کمتری نسبت به او داشتهاند.
یک اولویت مهم موسوی مرزبندیهای مشخصی است که در دوران فعالیتش با برخی از مسئولین فعلی نظام داشته است. شفاف بودن نوع روابط و نیز شخصیت میرحسین موسوی بسیاری تصمیم گیریها را برای او راحتتر میکند، اما بدلیل شفاف نبودن این مرزها برای خاتمی وی در بعضی تصمیم گیریها دچار رودربایستی و تعارف میشود که میتواند لطمههای زیادی در پی داشته باشد.
اگر موسوی رئیس جمهور ایران باشد حضور او و خاتمی تواماً قدمهای بسیار مثبت و سریعتری را در پیخواهد داشت.
و اما سخن آخر:
میرحسین عزیز! کدام باورت قوی تر است؟!
اگر باورت به خدمت در حق مردم قوی تر است، به گمانم در هیچ برههای بعد از انقلاب تا این حد مردم نیازمند حضورت نبودهاند، به خاطر ایران بیا!
اگر باورت به اسلام و شیعه قویتر است، اکنون حجت بر تو تمام است، علی وار اینبار به عرصه بیا که خدمت به ایران، خدمت به دین و اسلام است، به خاطر ایمانت بیا!
و اگر باورت به دوستی و رفاقت بیشتر است، بخاطر خاتمی و رنجی -که میدانی چه عمیق است- بیا!
