تبليغاتX
رتوریک - این چند نفر

رتوریک

یاداشت های حلقه ی مدرس

این چند نفر

 از بس گفتم من خبر ندارم خسته شدم. از این حس ناخوشایند موبایلم را خاموش کردم.  نمی‌دانم در حس من شریکید یا نه اما اینکه می‌بینم نسل ما چشم‌اش به دهان "این چند نفر" دوخته و گوشش را برای کوچکترین ندایی تیز کرده است؛ همه‌ی هم و غمش اشارت‌های "این چند نفر" است؛ برایم بسیار تلخ است. این که می‌بینم که نشسته‌ایم منفعل و اراده و حرف "این چند نفر" است که تاریخ این مملکت را ورق می‌زند، برای به سختی قابل تحمل است.

هیچ موقع حس خوبی به تماشاس ورزش نداشتم آخر فکر می‌کردم اصلا چیز خوبی نیست که تماشای تلاش دیگران، افیونی باشد برای نیازم به تلاش. این روزها فکر می‌کنم صحنه‌ی سیاست کشور شده است مثل استادیوم فوتبال که فقط "این چند نفر" دارند وسط بازی می‌کنند و بقیه تماشاچی، حالا چه تماشاچی فعال و چه منفل، فلان بوقی یا هرچی، تاثیرشان بر روی بازی همان تاثیر تماشاچی بر روی بازیکنان است.

همیشه از حالم از کَل کَل استقلال-پیروزی به هم می‌خورد؛ از رجز خوانی‌هایی که هیچ دخلی در نتایج نداشت. مجادلات، بحث و گفتگو‌های بچه‌ها حتی مطالب روزنامه‌ها را -که تو این روزها- می‌بینم، فکر می‌کنم همان روزنامه‌های ورزشی است اما و اما از همه‌ی این‌ها وقتی برایم اوضاع تلخ‌تر می‌شود که می‌بینم خیل "فعالین" چه خورسندند از این تماشاچی بودن. حالم از این نوع سیاست‌ورزی به هم می‌خورد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 بهمن1387ساعت   توسط حمزه غالبی  |