تبليغاتX
رتوریک

رتوریک

یاداشت های پراکنده حمزه غالبی

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

محرم دوسال پيش آقاي هادي قابل از طرف مشاركت منطقه يزد براي سخنراني به اين استان دعوت شده‌بود. در آن ايام من مشغول آماده شدن براي كنكور بودم. فكر كنم شب تاسوعا بود كه ايشان در اشكذر سخنراني داشتند و من تازه متوجه حضور ايشان شدم. بچه‌ها منطقه رو كه ديدم قرار شد من تا مدتي همراهي قابل را بر عهده بگيرم. فرداي آن روز بعد سخنراني در مسجد‌النبي يزد باهم رفتيم ميبد، منزل دكتر وحيدي (نماينده مردم ميبد و تفت در مجلس ششم) بعد از چند دقيقه‌اي حال احوال پرسي من يادم افتاد كه اي‌بابا مثلا كنكور دارم! بعد باخودم فكر كردم كه دكتر وحيدي كه هست من بروم به درس‌خواندنم برسم. دكتر وحيدي هم فكر كرده بود كه من پيش قابل هستم رفته بود دنبال كارهاي مراسمشون. خانم عباس قلي‌زاده‌ (رئيس منطقه) هم از طرف ديگر فكر كرده بود همه ما پيش آقاي قابل هستيم. بلاخره هم بگونه‌اي فكر كرده بودند كه بقيه پيش ايشان هستند. و بدين ترتين آقاي قابل ساعتها تنها مانده و خورده‌اي هم دلخور شده بود.

واكنش جبهه مشاركت به بازداشت قابل من را به ياد اين خاطره انداخت. به نظرم واكنش يك حزب به بازداشت يك عضو شوراي مركزي خودش آنهم با تفاصيلي كه مي‌دانيم بايد خيلي جدي‌تر از اين حرف‌ها باشد. شايدم دوستان همه منتظر ديگران هستند كه كاري بكنند. و همه متاسفانه باهم اينجنين نتيجه‌اي رسيدند. نه ما كه از حقوق همه دفاع مي‌كنيم الان نوبت خودمان است. كسي ديگر در كار نيست. نگذاريد به اين راحتي عضو شوراي مركزي مشاركت را بگيرند يقلپ هم روش. نگذاريم قابل باز هم تنها بماند!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت   توسط حمزه غالبی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

يكي از مسائلي كه هميشه در تاملات اخلاقي مسئله ساز است، اين است كه چگونه قواعد، رويه يا اصول كلي جعل يا كشف شود كه در تمام افعال يك كنش گر اخلاقي معتبر باشد. گويي به طور شهودي انتظار مي‌رود در موارد مشابه قضاوت يكساني وجود داشته باشد و يك طرف بام تابستان يك طرف بام زمستان نباشد.

نحوه عمل يك كنش‌گر اخلاقي به قضاوت‌هايش نيز مسئله تا مل برانگيز ديگري است. بازهم به طور شهودي درك مي‌شود كه از يك كنشگر اخلاقي انتظار مي‌رود خودش هم وفق قضاوت‌هايش عمل كند.

خوب بياييد با چند مثال اين مسئله‌ها را روشن‌تر كنيم؛ رئيس دولت نهم در سازمان ملل به نبود دموكراسي در سطح جهان اعتراض مي‌كند در حالي كه در داخل كشور اعلام مي‌كند حالش از دموكراسي بهم‌‌مي‌خورد. اگر فرض كنيم وي يك انسان اخلاقي است بايد بتوان اصل ثابتي را در اين دو قضاوت در مورد امري مشترك را يافت. يعني بايد فهميد چطور دموكراسي در يك طرف بام خوب است و در سوي ديگر بام تحوه آور است. چطور انتخابات آزاد در تركيه و عراق و... خوب است ولي در داخل كشور مجراي ورود نااهلان است؟ با چه مبنايي دولت‌مردان در قالب ستاد رايحه خوش خدمت فعاليت حزبي مي‌كنند و يك‌دست‌ترين دولت را تشكيل مي‌دهند ولي در عين حال تحزب را نفي مي‌كنند؟ چگونه زندان گونتانامو و ابوغريب بد است ولي بند 208 اوين خيلي هم خوب است؟

من هرچه گشتم اصل مشتركي پيدا نكردم! شما اصولي مي‌بينيد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت   توسط حمزه غالبی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

قصه وقفه در نوشتنم، غصه جديدي نيست. هميشه در طول اين سالها كه وبلاگ نوشتم وقفه‌هاي گاه طولاني داشتم. هر بار بدليلي! اما اين دوره آنچه باعث شده كم انگيزه شوم، اين نتيجه بود كه رسانه وبلاگ اگر نگوييم بي‌تاثير است، حداقل به راحتي مي‌توانيم بگوييم كم تاثير است. واقعيت آنست كه من از آن دسته كه مي‌گويند "فقط براي دل خودم مي‌نويسم" نيستم.  و اساسا به قصد تاثير بر ديگران مي‌نويسم. خوب با اين نيت و فرض اينكه وبلاگ رسانه بي‌تاثيري است توجيهي براي ادامه نيست. اما جدا از اينكه در اين مدت متوجه شدم آنچنان هم بي تاثير نيست از طرفي هم كار ديگري از دستم بر نمي‌آيد. اينقدر حرف و حديث هست كه نوشتن در باره آن توي وبلاگ حداقل جلو عقده‌ شدنش را مي‌گيرد. همين الان تصميم گرفتم دوباره از نو بنويسم. تا خدا چه بخواهد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/27ساعت   توسط حمزه غالبی  |