یکی از شور انگیزترین تجربه ها برای من، سفر با قطار است. هر چند دوره تناوب کوتاه حرکت ها از یزد به تهران و از تهران به یزد واژه سفر را بی مسما کرده است اما اصلا از جذابیتش نکاسته است. مسافرت با قطار همچون یک کمپ شبانه است که از اوایل شب شروع می شود و تا اویل صبح برپاست. می توان در رستواران ساعت ها گفتگو کرده و صدها متر قدم زد! مخصوصا که در ایام سفر نباشد و همسفرانت دائم السفرها یعنی همان دانشجوها باشند. وجه تمایز عمده قطار با سایر وسایل مسافرتی نظیر هواپیما یا اتوبوس، توفیق اجباری هم نشینی با پنج هم کوپه ای است که برای من جذابترین قسمت نیر هست. تقریبا قطار هر بار فرصتی است برای دیدن آشنایی که مدتها است ندیدمش. دیدن یک آشنای قدیمی در تعلیق فراغتٍ شبانهٍ این کمپ، شور وصف ناشدنی دارد. البته ناآشناها (خصوصا اگر یزدی باشند) با بحث های مفصل، قهقه های ته دلی، شنیدن از تجربه های گوناگون و آشنایی های جدید، مست کننده است. این افیون آنچنان عتیاد آور است هرگز در شرایط عادی وسیله دیگیری را برای مسافرت انتخاب نمی کنم. قمار اینکه ترکیب هم کوپه ای هایت هر چگونه خواهد بود، حض این کمپ شبانه را به نهایت می رساند.
مطلب را به بالاترین بفرستید:
این ترم واحدی داشتیم که طی آن نظریات عدالت را بررسی کردیم. توی شرایطی که ظاهرا بحث در مورد عدالت رونق گرفته است برای من کار کردن در چنین زمینه هایی بسیار هیجان انگیز بود. بخش مهمی از ترم صرف نظریه آقای رولز شد. اهمیت نظریان ایشان در فلسفه سیاسی معاصر دنیا امری نیست که نیاز به توضیح فراوان داشته باشد و تقریبا همه با این مهم آشنا هستند. این آقای رولز(یا راولز) نظریه کامل و پیچیده ای در مورد عدالت دارد که شاید در آینده مطالبی را در مورد آن نوشتم اما آنچیزی که الان می خواهم بگویم اینکه است من معتقد بودم که با شیوه و ایده های وی می توان سراغ مسائل امروز ایران رفت و برای آنها نسخه های کارسازی پیچید. اما ماجرا به همین سادگی هم نبود. حتما بارها شنیده اید که نظریات که در آنسوی جهان پا به عرصه وجود گذاشته اند از حل مسائل این گوشه جهان عاجزند. حرفی که گوش من خیلی به آن بدهکار نبود!
ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید:
راه انداری و اداره روزنامه برای اصلاح طلبان هزینه های سیاسی، مالی و البته حقوقی فراوانی دارد. قاعدتا آندسته که چنین هرینه هایی را پرداخت می کنند حتما با محاسباتی به این نتیجه رسیده اند که خرجش به دخلش می ارزد. عموما هم تصور همین است. یعنی گویا واضح و بدیهی است که روزنامه که با هزینه اصلاح طلبان راه اندازی می شود کامیابی هایی را برای آنها خواهد داشت. اما به نظرم چندان که بنظر می رسد این تصور بدهی که نیست هیچ، خدشه هایی هم به آن وارد است. خوب دقت کنید تریبون آن دسته که همچون متحدان استراتژیک اقتدارگرایان همه هم و غمشان اثبات بی خاصیتی اصلاحطلبان و امنتاع امکان اصلاح است، کجاست؟ آیا جز این است ناامیدی از اصلاحطلبان و تخطعه آنان با هزینه خود آنان و زیر لوگو نشریات و روزنامه هایشان صورت گرفت؟
ادامه مطلب